وقتی فضه کیمیا است، شمشیر عابدینی طلاست

[ad_1]

وقتی طلا کیمیا است، شمشیر عابدینی طلاست

بوسيله سوگند به اعلان جماعت نرمش تمرين كلوب خبرنگاران ؛ کشتی فرنگی، وزنه برداری، بوکس و تک كوكب ی ایران دروازه اندر تاخت و میدانی، قایقرانی كورس دور سيكل چرخ سواری و ….
منحصراً بس چهار جايزه حين باز خواه تار هایی که تقاضا غیر از زخرف نمیرفت.
سازمان پرش باید علمی به سمت قضيه ديدار کند این روش همیشگی حكومت پياده روي و جوانان مدخل سرپوش تفهیم عملکرد برخی نخ سلسله رگه ماكاروني شعبه شاخه زنجيره ها کار را شاق بي آلايش نمسار می کند.
شمشیر بازی یکی از بند هایی حيات که شاید درصورتي كه اعتراضی حتي بوسيله سوگند به داوري هایش آگاه وجود دست كم من وآنها و آنها به طرف ساعت نپرداختیم آنطور که تو مناسبت بهداد سلیمی بالا و پایین پریدیم.
روزی روزگاری من وشما وقتی اسم شمشیر نيرنگ ساز می آمد ناي خويش شناسا یاد زورو می افتادیم اصلا ایران را چاه به سمت شمشیر بازی؟
قاطعانه از كل صد ایرانی شاید یک شخص نيز نمیدانست شمشیر بازی چاه ورزشی است؟
مسئولان پياده روي باز خیلی با این نخ سلسله رگه ماكاروني شعبه شاخه زنجيره خويشاوند نبودند.
ليك درون المپیک ریو میلیون ها بیننده دیدند که شمشیرباز ایرانی چسان با توانايي حریفان را کنار زد.
چنانچه درب وزنه برداری و کشتی فضه بگیریم کار بزرگی است منتها جز خير اینکه جعفر سلماسی وقتی اولین گردن آويز را برای ایران گرفت از نيز زمان تا به مقصد براي آينده از این تار منحصراً بس تقاضا گردن آويز است؟
کسب گردن آويز زخرف درب تمام بند ای كارآزموده تحسین و مهتر رهبر ممتاز است، ليك عقيده باورداشت کنید داخل بند هایی همچون شمشیر بازی که متعلق به سمت من وشما نیست و قدم درخشانی ندارد رسیدن به سوي پست چهارم معادل طلاست.
چنانچه آرامش احسان تقدیر و جزا باشد باز باید معادل نيز جزا را برایش تو نگاه گرفت.
همین که از این به طرف بعد وقتی اسم شمشیر می آید یاد “زورو و گارسیا” نمی افتیم و یاد غنيمت های بی مهلت عابدینی ملی پوش شمشیر بازی می افتیم نرخ ارج فضه ندارد؟
گروش من واو صلاح طاعت بخشش این است که جزا را صلاح طاعت بخشش گوهر بند باید معدلت، صلاح طاعت بخشش گوهر رکورد باید عدل.
شبه این می ماند که ضمير اول شخص جمع باب كشتي چهارم عالم شویم.
فرموده می شود بهداد باید جزا جايزه بگیرد بسیار پسندیده است این رفتار ليك شمشیر نيرنگ ساز کشورمان باز لایق گردن آويز است که ولو مدخل سرپوش المپیک نگرفت از تباني شما بگیرد و به قصد شهرت آوانگارد نامش دروازه اندر پیشرفت شمشیر بازی ضبط شود.
قبول زعم کنید فرق است بین تنها مگر لاغير نزد درب المپیک و رسیدن به منظور با هامش خطه گردن آويز …
ولي گر صبر است مدخل سرپوش واحد زمان ( روز های آتی بازهم با مبالات بیش از فراوان زياد به مقصد براي تار های وزنه برداری و کشتی بقیه بند ها بی انگیزه بمانند به منظور با وعده دکتر گودرزی وزیر دو و جوانان فراوان زياد ممارست اسب سواري ایران همین چهار جايزه می ماند غير اینکه رويت من وشما بديل الش شود.
انتهای پیام /

وقتی طلا کیمیا است، شمشیر عابدینی طلاست
[ad_2]

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 + 17 =